X
تبلیغات
بازنشستگي bazneshaste

بازنشستگي bazneshaste
 
قوانين و مقررات ، اخبارها و گزارشات مربوط به بازنشسته و بازنشستگي

از امام صادق (ع) که رسول خدا (ص) فرمود:ازتجلیل خدا است احترام کردن به مسلمان سپید موی
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه دهم مرداد 1391 توسط اردستاني رستمي

بیائید قدر بازنشستگان مان را به پاس سال ها خدمت، ارج نهیم و رافع مشکلات آنان باشیم نه رادع آنان.

مطالب زیر نوشته آقای  علیرضا مرادی بازپرس دادسری عمومی و انقلاب تهران در خصوص شان بازنشسته و نزول شان او می باشد  که آن را زیبا دیدم و انشاء الله مفید فایده باشد  ضمنا یک نکته خطاب به ایشان  عرض می کنم این موضوع مختص سازمان شما نیست بلکه متاسفانه در خیلی از سازمان ها با بازنشستگان چنین برخوردی می شود انشاء الله زوزی برسد که شاهد آن باشیم که احترام بازنشستگان  حفظ شود

به نام حضرت دوست که ناجسته اش یابیم و نادیده دوستش داریم

امروز صبح اولین پرونده مورد رسیدگی شعبه، مربوط به شکایت های متعدد و متقابل دو خانم از یکدیگر بود. بعد از تفهیم اتهام به یکی از آنان و صدور قرار تأمین از نوع کفالت برای وی، نامبرده خانمی که کارمند بازنشسته یکی از بانک های کشور بود، را به عنوان کفیل معرفی نمود. شخص کفیل که خانم بسیار محترمی بود، مدارک بازنشتگی مربوطه شامل ...



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام خرداد 1390 توسط اردستاني رستمي

متن زیر همه حس و حالی است که با بازنشستگی یک کارمند بازنشسته در وجود فرزندش تلنگر خورده است. به پاس پایان فصلی از صبوری و آغاز تولدی دوباره:

آن روزها وقتی دستانم را می گرفتی گمان می کردم پهلوان افسانه های شاهنامه قلب من هستی و فاتح تمام دنیا.

حالا خوب می دانم چه روزها که بخاطر آرزوهای کوچک ما ، آرزوهای بزرگ خویش را از یاد بردی و هر چروک که بر دستان و چهره ی خسته ات می نشست بهای نانی بود که در سفره شادی هایمان می آوردی ، چقدر از سرمای روزگار لرزیدی تا مبادا شعله آتش خانه مان خاموش شود.

هنوز هم برای من همان رستم دستانی که از پیکار نا برابر زندگی برگشته ای هر چند خسته اما سربلند.

بگذار پرهای خسته ات را ببوسم و بر دیدگانم بگذارم و بگویم به آشیانه ات خوش آمدی پدر مهربانم ، خسته نباشی ، بازنشستگی ات مبارک.


نوشته شده در تاريخ جمعه ششم اسفند 1389 توسط اردستاني رستمي


مدعی گوید که با یک گل نمی آید بهار ما گلی داریم که عالم را گلستان می کند


 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و ششم بهمن 1389 توسط اردستاني رستمي

امام خمینی ( ره ): به همه در کوشش برای رفاه طبقات محروم وصیت می کنم که خیر دنیا و آخرت شما

رسیدگی به حال محرومان جامعه است 

مقام معظم رهبری :اگر در محیط بازنشستگی و در میان بازنشستگان شور ، امید ،  ، علاقه به کار و

شوق به مفید بودن و رضایتمندی وجود داشته باشد اثر این امر مستقیماً بر روی شاغلین منعکس می

شود.


نوشته شده در تاريخ شنبه یکم آبان 1389 توسط اردستاني رستمي

بسم الله الرحمن الرحيم

همکاران محترم

 باسلام

نمي دانم چگونه آغاز كنم كه پاياني را خبر دهم. سالهاي زيادي است كه در خدمتتان بوده ام. اینک که گذرعمر علي رغم ميل باطني ام ، نفس های بنده را در عرصه خدمت و خدمتگزاری بخصوص درمجموعه سازمان جهاد كشاورزي استان تهران ، به شماره انداخته،  در  آستانه بازنشستگی خواستم  که خداحافظی خویش را به تشکر وطلب حلالیت از شما بزرگواران ، مّزین نمایم

خدا مي دانند كه آنچه از تك تك شما  بخصوص همكاران محترم در حوزه معاونت توسعه مديريت و منابع انساني و مديران عزيز دريافت كرده ام آنقدر زياد، زيبا و با ارزش است  كه به هيچ وجه نمي توان آنرا با چيزي مقايسه كنم، از آن جهت  كه در مقابل آن نتوانسته ام چيزي به شما عرضه نمايم

 رفتار همراه با مجبت شما  ، كلمات پرمهر، لبخندهاي واقعي و دوستانه، حمايت هاي همه جانبه، همكاريهاي بي دريغ ، اينها را چگونه مي توان جبران و يا قدرداني كرد

 اميدوارم خاطرات بد اين سالها را ،  كاستي ها را و تقصيرهاي مرا ببخشايد و فراموش كنيد و در عوض چهره اي را بخاطر بسپاريد كه هميشه همه شما را دوست داشته و به دوستيتان افتخار مي كند و به حمايت و دعاي خيرتان نيازمند است.
براي همگي آرزوي سلامتي و توفيق روز افزون دارم و اميدوارم در تمامي مراحل زندگي و كار موفق و سر بلند باشيد


نوشته شده در تاريخ شنبه یکم آبان 1389 توسط اردستاني رستمي
اگرچه بازنشستگي و خداحافظي زود هنگام آقای  رضا مهذبي موجب تاثر همه همكاران در  سازمان جهاد كشاورزي استان تهران  است و اين را من حضورا شاهد بودم ، اما ضمن احترام به خواست شخصي وي  و با قدرداني و تشكر از زحمات و تلاش هاي صادقانه ایشان از بارگاه خدواند منان براي او سلامتي و موفقيت و بهروزي را در زندگي خواستاريم..
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و دوم مرداد 1389 توسط اردستاني رستمي
 
با سلام و احترام
حال که بعد از سی سال خدمت صادقانه در سنگر  توليد و سازندگي  از خدمت رسمی در  سازمان جهاد كشاورزي استان تهران فارغ شده اید به  شما عزيران  تبریک گفته و از خداوند برای شما بهروزی و سربلندی خواستاریم
 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیستم تیر 1389 توسط اردستاني رستمي

ديدم حرف براي گفتن زياد هست ولي زبان بيان نيست و يا هست ، مجال بیان نیست   ولی حس کردم که یاد آوری دوستی و صفا ی آقای مهندس  محسنی کمترین حقی است که باید آن بیان کرد لذا خود را وادار به نوشتن دیدم ولي نوشتن با همه حس خوبی که به مهندس دارم سخت است .

امروز چهارشنبه است، يکي از روزهاي خدا و شايد يکي از روزهاي خوب خدا... ولی من و ما در سازمان  نیستیم . ولی دلمان آنجاست ، من ايمان دارم که امروز مهندس محسنی با تمام وجودش خدا را شکر کرد و عمیق ترین نفسها را  به لطف  این واگذاری کشید  اگر چه او همواره در امر خدمت کردن  به مردمی که دوستشان دارد  ، خدمت به  جمعي که مي شناختشان. براي خدمت به شريفترين قشر جامعه ، همت و تلاش مضاعف  داشت واز زیر بار مسئولیت شانه خالی نمی کرد و نمی کنند

بله روزگار میگذرد و از گذرش میگذریم و در این گذار٬ از ما میگذرند و  شاید اصلا دیده هم نشوی  شايد  این حرف دل خيلي ها  باشد و يا درد دل خيلي ها را با ز کنند

فرجام مدیریت :

فرجام هر مدیریتی روزی واگذاری است

فرجام  مدیریت اقاي مهندس سيدحسين محسني  در سازمان جهاد کشاورزی  استان تهران حكايت ديگري دارد .

 فرجام مذیریتی فردي كه در تمامي سالهاي خدمت در جايگاه  انسانی شریف ، قدر شناس ، در جایگاه مديري توانمند ، لايق ، ولايت مدار و ، در جایگاه  عاشق خدمت  به مردم  و به معنای  حقیقی کلمه جهادگر ،  جزء خيرات  و  بركات براي جهاد  نبوده است .

آقاي مهندس محسني با خدمات ارزشمند خود در طول خدمت  31 ساله تاکنون خود زيباترين و دلپذيرين فرجام كاري براي خود رقم زد  و خود مصداق اين شعار هميشيگي و پايدار است كه  جهادی بودن شغل نیست بلکه عشق است ، واگذاری از پای نشستن نیست  

 شک ندارم که اقاي مهندس محسني مديري بود و هست  كه با سلاح انديشه و خرد برنامه ريزي ، خرد كار دستجمعي  در جايگاه يك مدير  اجرايي و  بعنوان نماينده مدير ان جهادي    کار می کرد

  کسی که  هيچ گاه از عملكرد خود رضايت نداشت  همواره خود را مديري جهادي و باعشق به خدمت مي  دانست .

 اما  کلمات در تجلیل از کسی  که 31 سال خالصانه و عاشقانه در  جهاد سازندگی  و جهاد کشاورزی  با تمام مشکلات و تنگاههای موجود فعاليت كرده  است ، قاصراست اگرچه  همه تلاش مجموعه سازمان جهاد  کشاورزی این بوده است که رضایتمندی پرسنل خود را درحد توان بدست آورد  ولی  آقای مهندس  محسنی  بعنوان یک مدیر ارشد برای دیگران هر قدمی می توانست برداشت و فرجامش ، مردانگی ، فرجام دوستی وهمدلی شد

 

تشکر  :

آن روزها و همه روزهایی که  دلی  هست ، یا همه  چیزها سر جای خودش است . فراموش  می کنیم ،  افرادی  هستند که بر ما  حق استادی دارند  آنهائیکه خیرخواهان همراه و همراهان خیرخواهی  هستند وهر چه توانسته اند  برای من و ما انجام داده اند  لذا  به قاعده آن کلام شریف “من لم یشکر المخلوق، لم یشکر الخالق   باید  از انان تشکر و قدردانی  می کردیم که نکردیم . شاید  این فکر در   ذهنمان نقش بسته که فقط باید از ما تشکر کنند    امیدوارم که توان و  فرصت تشکر را برای زمانی که رسیده است داشته باشیم لذا

به جبران  اعتمادش

به جبران صداقت و مرد ا نگی اش

به جبران ايمان و  ولايت مداري اش

به جبران  آن  آرامش  در همراهی اش

به جبران تلاش های شبانه و روزی اش  

به جبران لحظه های پرثمر  خدمت  اش

فقط  با اشك تشکر تشکر و.....

آینده مکانی نیست که بدانجا می رویم ، بلکه جایی است که آن را بوجود می آوریم ، راههایی که به آینده ختم می شود دست یافتنی نیستند بلکه ساختنی اند

 آقای محسنی اینده ای که  با خدمت  صادقانه خود  ساخته اید  و امروز ثمره و نتیجه آن را ما  باهمه وجودمان  می بینیم   را مدیون و مرهون  تلاش و زحمات  خلصانه و مخلصانه  شما که در راستای اعتلای فرهنگ جهاد ، ایثار و ایثارگری   صرف شد می دانیم

خدایا تو می دنی که در گذر زمان ایستگاهی جهت توقف وجود ندارد پس انشاء الله توفیق جبران زحمات این جهاد گر مخلص را به ما عطا فرما. 

خدايا! دستهايم را به تو ميسپارم. اين بار

براي سلامتی همراه با عزت برای او  دعا می کنم


نوشته شده در تاريخ شنبه نوزدهم تیر 1389 توسط اردستاني رستمي
خبر کوتاه بود و گویا . ظاهر امر هم خیلی ساده به نظر می رسید . خیلی ها هم خبر
را می  شنواند و ساده می گذرند " خب مدیری بازنشسته شد " اما من برای شما حکایتی دارم

خیلی دلم می خواست که متنی رسمی دراین مورد بنویسم . قلم به عقل بسپارم و . . .
اما صفای وجود  مهندس نجاتی مانع شد و دست و قلم را به دل سپردم و این حکایت را راوی شدم
مهندس نجاتی  انسانی بود از جنس خوبی ؛ از جنس مهربانی ؛ از جنس مفاهیمی که انسانیت را معنا می کرد

  صفایی در وجودش موج می زد که شاید در این روزگاران کمیاب است . مهندس نجاتی از اون دسته انسانهایی بود که کافی بود یکبار می دیدیش ؛ شیفته مرامش می شدی , عاشق رفاقتش از اونها که  دوست داشتی ساعتها باهاش باشی و هم صحبتش شوی . از اون آدم هایی که همه دوستش داشتند .
. گاهی به سادگی اش ؛ صداقتش ؛ معرفتش حسودی ام میشه بله اون یه دوستی خوبی  را  بین ما ایجاد  کرده که آرزو می کنم هیچوقت پایانی نداشته باشه


.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک

  • دانلود فیلم
  • قالب وبلاگ